از وقتی که در بیرون مشغول کار شدم در کارهای خونه کوتاهی میکنم  اینکارخارج از منزل برام خیلی سنگینه از دست خودم شدیدا عصبانی هستم نمی دونم چرا نمیتونم به هر دو کار در کنار هم رسیدگی کنم دوست دارم همه چیز و همه جای خونمون برق بزنه و همه جا مرتب باشه. از مهسایی که این روزها به خودش و به خونه کوچیکش نمیرسه هیچ خوشم نمیاد فقط اینجوری بگم که وقتی از سر کار به خونه بر میگردم سریع لباسم رو عوض میکنم و ولو میشم روی تخت دلم کلی کار می خواد انجام بدم ولی چه جوری؟ توانش رو ندارم واقعا

 دلم برای شهر شعر و ادب تنگ شده برای خانه کوچکمان دلتنگم.   

فکرم خیلی مشغوله این وسط  اعتراف به خطایی هم که کردم آرومم نمیکنه دارم دیوونه میشم .

از محیط اینجا هم اصلا اصلا خوشم نمیاد.

اصلا عادت به چس ناله ندارم ولی اینها توی گلوم قلمبه شده بود باید میگفتم .

/ 8 نظر / 23 بازدید
داریوش کبیر

وای مهسا هم خونه داری میکنه هم کار میکنه.باید توش سعی کنی اعتدال رو بوجود بیاری هر چند طبیعی هست خونه که میرسی خسته هستی و حالش رو نداری. انشاالله زود جا میوفتی

ندا

[ماچ]

Doost

khob yeki ro begir to karat komaket koneh

محمد

سلام خوبی کار بیرون و تو خونه با هم خیلی زیاده اقای همسر باید کمک کنه زیاد خودتو ازیت نکن ما که یه مهسا بیشتر نداریم موفق باشی[گل]

بابک

خب بعضی وقت‌ها اینجوری میشه. بعضی از خستگی‌ها تمام حس و حال و شور و شوق آدم را می‌گریند... زیاد سخت نگیر...;)

محسن یعقوبی

دچار روز مره گی شدی یه نوعی مرگ زنده متاسفم[ناراحت]